یک - سخت است نوشتن در این روزهایی که مردکی مجنون و بیمارگونه به نام ترامپ ، آرام و آسایش مردم ایران و دیگرجهانیان را ، قربانی جهل و خودشیفتگی خود کرده است و سوای اطرافیان تبهکارش ، عده ای از سران دنیا ( از روی ترس یا منافع مشترک ) و حتی افراد بی هویت داخل ایران ( به جهت ناآگاهی یا نادانی یا منافع شخصی ) برایش دست می زنند ...دنیای بی در و پیکر و غرق در توهم ، با مترسکی به نام سازمان ملل متحد !...
دو – احساسی درونی ، خبر از یک زمین لرزۀ شدید را می دهد ، خدا کند که چنین نباشد و نشود ...سه – بازیا
برچسب:
نویسنده: azardayyy
سلام ، عمر همگان دراز و پر ثمر باد تا مرگ برسد ، زندگی باید کرد
چراغ زندگی ، با نورامید روشن می شود برای مردن ، اول باید متولد شد فاصلۀ مرگ و زندگی را یک علامت سوال پر می کند گوش زندگی ، برای شنیدن صدای مرگ سنگین است در هیاهوی زندگی ،صدای مرگ به گوش کسی نمی رسد طول زندگی را مرگ تعیین می کند ، عرض آن را خود ما مرگ آن قدر زندگی را تعقیب می کند تا زندگی جان به لب شوداز همان لحظه ی تولد آدمی ، روز شمار مرگ هم برای او به کار می افتدبا هر نفس کشیدن ، یک گام به مرگ نزدیک تر می شویموقتی « با هر نفس کش
برچسب:
نویسنده: azardayyy
مرغ به خواستگاری خروس بی محل جواب رد داد بلبل مهربان برای گل های مصنوعی هم آواز می خواند
تاری که سال ها در گوشۀ زیرزمین خاموش و بی صدا افتاده بود ، مورد استفادۀ عنکبوت قرار گرفتهزار پا از این که خیلی بیشتر از دیگران می تواند به خودش متکی باشد و روی پاهای خودش بایستد احساس غرور می کند احتمالا اولین چهارپای بی عقلی که با پاهای خودش به طرف شیر ها رفت و گور خودش را کند ، گور خر بود گرگی که می خواست حالا حالاها نمیرد ، تصمیم گرفت به این زودی ها توبه نکند فقط توبۀ گرگی را قبول می کنم که حاضر به مرگ
برچسب:
نویسنده: azardayyy
مامان حسام : حسام بیا درساتو با هم مرور کنیم ؛ من می پرسم ، تو جواب بده ... ( حسامِ پس از کلی بحث و جدل و از زیر کارِ تمرین درس هاش در رفتن )
باشه : بپرس ... مامان حسام : خب ، حواس پنج گانه را یکی یکی بگو !....حسام : بویایی ، لامسایی ( ! ) ، چشایی ، بینایی ، گوشایی ( !!! )محمّد حسام خان 8 سالۀ ما که امسال به کلاس دوم رفته ، گوشی را برداشته و سر از دیجی کالا درآوردهو بعد یه چیزی شبیه پاکت درست کرده و به دیوار خونه چسبونده که :ایها الناس!... من می خوام کیسه بوکس بخرم نرخش دو میلیون و پونصدههمۀ شم
برچسب:
نویسنده: azardayyy
از جمله اعمال مشهور ماه صفر که بنا به وقایع اتفاق افتاده درآنبه ماهی نحس شهرت یافته ، صدقه دادن است برای رفع و دفع بلا ..البته صدقه دادن نه فقط در ماه صفر ، بلکه در همۀ ایام و اوقات سال و ماهکاری پسندیده و مبتنی برکار خیر و عام المنفعه است ...
برای همچو منی صدقه دادنِ گاه و بیگاه به نیت افراد دور و نزدیکو نیز مجاهدان اسلام و رزمندگان ایران در جبهه های مختلف محور مقاومت کمترین کاری است که از دستم بر می آید ...ضمنا صدقه دادن به نیت سلامتیِ .... را هم در طول این سال ها تداوم بخشیده ام ...
برچسب:
نویسنده: azardayyy
خیالمخیلیخوشخیاله !خیالم خیلی خوشخیال استشغل شریفِ خیالم ، بافندگی استخیالم روی آب ، خوب نقش می زند و نقّاشی می کندخیلی وقت ها دور از چشم خیالم ، به واقعیت سر می زنمنه خواب و نه خیال ، هیچکدام چشم دیدن واقعیّت را ندارندتازگی ها ، آنقدر وزنم زیاد شده که خیال هم نمی تواند برم داره گفت : ...هر وقت از آدما دلم میگیره میام اینجا ...
گفتم :خدا نکند که دلگیر شویزحرف کسی زمینگیر شویتو خانۀ دل بیارای به مهرمباد که به ناگه زود پیر شویدلگیر دگر نه ! که دلم شیر شده.........................................
برچسب:
نویسنده: azardayyy
و بلکه عالی این طور روشن شد : در جستجوی معنای زندگی گم شد .وقتی معنی زندگی را دریافت که مرگ او را دریافتهر چه بیشتر زندگی کرد ، معنی زندگی را کمتر فهمید بی وجودِ بعضی ها ، زندگی معنای دلچسبی ندارد
در بستر مرگ گفت : معنی زندگی را فه ... می _________ و دیگر دم بر نیاورد در هیچ دایره المعارفی ، معنی زندگی را نمی توان یافتزندگی در بستر آرامش معنا می یابد .با شهادتش ، زندگی را معنایی دیگر بخشیداجل مهلت نداد تا آقای نویسنده ، کتاب « معنی زندگی » را به پایان برساند آن قدر به مرگ فکر کرد که زندگی درنظ
برچسب:
نویسنده: azardayyy
به هر حال در این جا به مناسبت اتفاقات منطقه و موضوع بستنِ تنگۀ باب المندب و ورود مستقیم یمن به عرصۀ مبارزات ضد آمریکایی و سوابق مبارزه اش با آمریکا ، اسراییل ، عربستان و امارات، سه مورد از سروده های سال های پیشین خودم در...از من به یمناز من به یمن ، درود بسیارمن عاشقم و یمن مرا یارآن جا که دیار مومنان استنازد به مهاجرین و انصارآن جا که دگر بهار ندارداز باد سموم به طرف گلزارحاشا که یمن شکست پذیرد
از آل سعود و جمع اشرارباشد که ز صبر مردمانشنوبت به ظفر رسد دگر باراز شام سیه ، سپیده زایددر سایه لطف
برچسب:
نویسنده: azardayyy